السيد جعفر السجادي

374

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

غير محدوده و به عبارت ديگر غير متناهى بودن وصف امور و موجوداتى است كه آن‌ها را حد و نهايت نه در طرف مبدأ و نه در طرف منتهى نباشد و يا امورى كه به عدّ و شمار و احصا درنيايند و از عوارض تسلسل نيز نامتناهى بودن است . به طور كلى موجودات خارجى يا از كميات متصله‌اند و يا از كميات منفصله . نامتناهى بودن در كميات متصله يك وقت در موجودات قار الوجود لحاظ مىشود مانند ابعاد و اجسام نامتناهى و براهين متعددى براى ابطال وجود نامتناهى بودن در ابعاد قار الوجود اقامه شده است . و يك وقت در امتدادات غير قار الوجود لحاظ مىشود مانند زمان و حوادث پى در پى و برهانى بر بطلان اين گونه نامتناهى به ويژه در طرف آينده اقامه نشده است . و در كميات منفصلهء غير متدرج الوجود مانند اعداد كه نامتناهى مفروض در آن‌ها به معنى وجود عده‌ايى بىشمار موجودات مجتمع الوجود نامتناهى است نيز باطل است . در مورد تسلسل هم كه پى در پى در آمدن امور و سلسلهء علل و معلول است به طور بىنهايت دو صورت دارد يا در امور واقعى خارجى لحاظ و فرض مىشود آن هم براهين متعددى بر بطلان آن اقامه شده است . و يا در امور اعتبارى ذهنى است كه بر حسب اعتبار معتبر است كه غير متناهى يقفى باشد و دليلى بر بطلان آن اقامه نشده است . « 1 » برهان و تسلسل .

--> ( 1 ) اسفار ، ج 5 ، ص 49 و ج 9 ، ص 379 .